کوچینگ مدیران یک فرآیند آموزشی است که در آن متخصصی که تجربه و مهارت بالاتری نسبت به مدیر دارد به مشاوره و راهنمایی او می پردازد.
در واقع کوچینگ مدیریتی یک شیوه جدید مدیریت است که به مدیران می آموزد که کارکنان و سازمان تحت نظارت خود را تنها با دستور دادن نمی توانند کنترل کنند. تجربه تاریخی انسان نشان می دهد که بدون یک مدیر کاردان و مجرب، آسیب های جبران ناپذیری به گروه وارد می شود.
هدف از کوچینگ مدیران ، بهبود عملکرد این افراد در محل کار است. در دنیای امروزی، مدیران میبایست بتوانند کارکنان خود را مربیگری کنند. کوچینگ مدیران، بین اهداف سازمانی و شخصی آنها تعادل برقرار می کند که منجر به رشد و پیشرفت کسب و کار میشود.
یک مدیر، بنا به شرایط و نیازی که دارد از خدمات مختلفی استفاده می کند، به طور مثال: مشاوره و کوچینگ.
فرض کنید یک مدیر در مورد حساب و کتاب مالی خود به چالش برخورد کرده است و برای برون رفت از این چالش نیاز به کمک دارد. این جا یک مشاور مالی می تواند کمک کننده باشد. مشاور براساس علم و تجربه ای که دارد و بعد از بررسی چالش، راه حل ارائه می دهد. حالا مدیر راهکار را دریافت کرده و اجرا می نماید.
پس در خدمات مشاوره:
• اطلاعات تخصصی در دستان مشاور است.
• مشاور در یک حیطه مشخص تخصص و تجربه دارد.
• تمرکز مشاور بر روی چالش و ارائه راه حل است.
کوچینگ مدیران عالی یک سری گفتگوی بالغانه بین دو بزرگسال است که طی آن کوچ حرفه ای به مراجع کمک می کند از نقطه فعلی خود به نقطه مطلوبی که در نظر دارد برسد. در طی این فرایند، پاسخها از درون خود مراجع بر می آید.
یک مدیر به طور کلی در یکی از حالت های زیر به کوچ مراجعه می کند:
زمانی که در ابتدای مسیر حرفه ای خود است و تمایل دارد که با یک کوچ همراه شود.
وقتی که در مسیر کاری خود به چالش برمی خورد و احساس می کند که وجود یک همراه بدون قضاوت که به او بازخورد دهد، می تواند کمک کننده باشد.
هنگامی که می خواهد در مسیر حرفه ای خود، رشد بیشتری داشته باشد و به عملکرد حداکثری برسد.
کوچ با استفاده از مهارت هایی که به کار می گیرد، به عنوان یک همراه و بازخورد دهنده این امکان را برای مدیر فراهم می کند تا جوانب مختلف اهداف خود را ببیند و نگرش جدیدی نسبت به موقعیت خود پیدا کند و براساس توانمندی که از خود و کارمندانش شناسایی کرده است، برنامه ریزی می کند.
پس در فرایند کوچینگ مدیران عالی:
• تمرکز اصلی بر روی مراجع (مدیر) است.
• اساس بر مشارکت و برابری بنا شده است.
• راه حلها از درون مراجع (مدیر) بر می آید.
• نگاه رو به آینده و تمرکز بر روی راه حل است.
با یک سوال شروع می کنیم: چرا ورزشکاران حرفه ای نیاز به مربی دارند؟ دلیل این است که ورزشکاران در بالاترین سطوح حتی قهرمانی نیز نیاز به مربی دارند. ورزشکار به فردی مجرب نیاز دارد که از بیرون ناظر او باشد و به او بازخورد دهد. در نتیجه این رویکرد، سطح مهارتی و توانمندی ورزشکار ارتقا می یابد.
در مدیریت هم با اینکه فرد شاید در رده های بالای سازمانی است اما برای رشد مهارت های مدیریتی و بهبود کیفیت ارتباطی خود با کارمندان نیاز به همراهی با یک کوچ دارد.
پس چون مدیر به طور اجتناب ناپذیری در محیط کارش به چالشهایی بر می خورد که لزوما با دریافت آموزش یا گرفتن مشاوره حل نمی شود و باید راه حلی اختصاصی از درون خود مدیر برای شرایط ویژه او کشف شود، یک مدیر پویا برای موثر بودن در زمینه کاری خود می تواند از خدمات یک کوچ بهره مند شود.
استفاده از کوچ مدیران باعث اثرات مثبت بر روی بازدهی عملکرد مجموعه می شود. این نتایج مثبت حاصل توسعه مهارت های یک مدیر و همین طور تغییر نگرش و حالات احساسی او می باشد.
در واقع کوچ مدیران در طی فرایند کوچینگ با بازخوردها و حمایت هایی که به عمل می آورد، به مدیر کمک می کند تا نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کند و در نتیجه با این آگاهی بهتر می تواند از موانعی که در مسیر رسیدن به اهداف وجود دارد، عبور کند. هم چنین همراهی کوچ باعث ایجاد انگیزه برای پیشرفت و پایبندی مدیر به اجرای اقدامات می شود.
ماهیت جلسات کوچینگ باعث می شود تا مدیر تفکری منعطف داشته باشد. در نتیجه این رویکرد، خلاقیت فرد افزایش می یابد. این قابلیت کوچینگ با توجه به تغییرات گسترده ی دنیای امروز( شبکه های اجتماعی، تقاضای مشتریان و ...) بسیار مورد توجه قرار دارد.
کوچینگ رویکرد تحول آفرین دارد. درواقع این فرایند باعث می شود تا مدیر، استعداد اعضای تیم خود را در کنار چالش ها و نقاط ضعفی که هر کدام دارند در نظر بگیرد. این نوع نگرش و توجه باعث ارتقا کارکرد کارکنان براساس توانمندی هایشان می شود.
اساس جلسات کوچینگ برسوالات قدرتمند و گوش دادن فعالانه است، گفت وگویی که از این طریق ادامه می یابد باعث روشن شدن چالش های عمقی و کلیدی می شود و به مدیر کمک می کند تا این موضوعات را به صورت ریشه ای برطرف کند.
یکی از موارد مهم در برقراری ارتباط، انتقال پیام به طور واضح به مخاطب است. کوچ نقاط ضعف یک مدیر را در ارتباطات به خصوص با اعضای تیم شناسایی می کند و برای رفع آن ها همراهی لازم را دارد.
شاید به نظر برسد که مدیران فرصتی برای برگزاری جلسات کوچینگ ندارند، اما مدیرانی که این فرایند را تجربه می کنند، می دانند که کوچینگ با شناسای نقاط کور و آگاه کردن آن ها این فرصت را می دهد تا برای خودشان زمان بخرند و از این طریق به تعادلی که مد نظر خود دارند، دست پیدا کنند.
در این قسمت به نکاتی اشاره می کنیم که مدیر با جستجو و توجه به آن ها در جلسه اکتشافی (اولین جلسه ای که برای بررسی هماهنگی کوچ و مراجع برگزار می شود تا اگر مورد تایید دونفر قرار گرفت، قرارداد بسته شود) تا حدودی متوجه می شود که آیا کوچ برای او مناسب است یا نه.
این حس باعث می شود تا شما از آسیب پذیر بودن در مقابل کوچ هیچ ابایی نداشته باشید و بتوانید به راحتی خود را ابراز کنید. هم چنین برای اینکه یک ارتباط قوی در کوچینگ شکل بگیرد شما باید با کوچ خود هماهنگ و راحت باشید چه از نظر شخصیتی، برنامه ریزی و ....
چون کوچ براساس صحبت های شما، اهداف شما را درک می کند. پس بی توجهی کوچ به این ماجرا و در واقع تمرکز کوچ بر روی خود و رویکردی که می خواهد در پیش بگیرد، کاملا مشخص می شود. در نتیجه شما تصمیم می گیرید با کوچ دیگری قرارداد ببندید.
یک کوچ حرفه ای دقیقا مثل آینه عمل می کند. چون به طور کاملا شفاف مواردی را که می بیند و می شنود، بازتاب می دهد. این ویژگی کمک می کند تا شما نقاط کور خود را شناسایی کنید و راهکارهایی برای برطرف کردن آن ها پیدا کنید. پس شما باید دنبال کوچی باشید که درکنار توجه به اهداف شما، بازخورد هایی به شما دهد تا باعث آگاهی بیشتر شما شود
.
مطمئنا برای شما مهم است که این فرایند چقدر طول می کشد تا برنامه ریزی ذهنی برای خود داشته باشید. پس اگر از نظر زمانی که یک کوچ به شما ارائه می دهد که به طور معمول بین 3 تا 12 ماه است، هماهنگ نبودید، می توانید در انتخاب خود تجدید نظر کنید.
چون یکی از مواردی که در فرایند کوچینگ اهمیت دارد بحث استمرار است و اگر جلسات هر هفته یا هر دو هفته برگزار شود، همانند ایستگاه هایی است که مدیر بازخورد می گیرد و براساس آن قدم برمی دارد. بنابراین از نظر این موضوع هم باید با کوچ خود هماهنگ باشید.
مصداق این جمله است که عظمت باید در نگاه تو باشد، نه در آن چیزی که به آن می نگری. یک کوچ حرفه ای دارای این نوع نگاه است و بزرگی را در مراجع می بیند.
اصل بسیار مهمی که موارد مختلفی را شامل می شود. از جمله احترام به مراجع از هر جایگاه، دین، قومیت و نژادی که باشد، رعایت اصل محرمانگی و تمامی مواردی که از اصول اخلاقی یک کوچ حرفه ای می باشد.
یک کوچ حرفه ای دائما در حال یادگیری است. یک کوچ حرفه ای می داند هر قدر که روی خود سرمایه گذاری کند، به همان اندازه به مراجع خود کمک می کند.
به طور کلی شما به کوچ و فرایند کوچینگی نیاز دارید که شما را متعهد و مسئولیت پذیر بار بیاورد و به گونه ای نباشد که فقط به حضور ابزارها، پیگیری ها و بازخوردهای کوچ وابسته شوید.
یادمان باشد که اساس کوچینگ این است که ماهیگیری به فرد یاد بدهد، نه اینکه ماهی را به دست او بدهد.
96% مدیرانی که کوچ استخدام کردند، اعلام کردند که این فرایند را تکرار می کنند.
فاکتورهایی که کوچینگ بر روی آن ها اثر داشته و باعث ترغیب مدیران شده شامل: افزایش سوددهی، بالا رفتن سطح عملکرد کارکنان، کاهش هزینه، رشد درآمد و افزایش فروش که از جمله موارد محسوس به حساب می آیند و در کنار این موارد، افزایش اعتماد به نفس، بهبود روابط و توانمندتر شدن کارمندان نیزبه چشم می خورد.
85% مدیرانی که کوچینگ دریافت کردند در برخورداری از مهارت های نرم مثل تاب آوری ارتقا یافتند.
مدیرانی که از خدمات یک کوچ استفاده کردند:
70% در عملکرد شخصی خود ارتقا یافتند (مثل دست یابی به اهداف، برقراری ارتباط موثر)
50% بهبود در عملکرد تیمی داشتند (بهبود در همکاری و مشارکت)
48% افزایش در عملکرد سازمان داشتند (مثل افزایش درآمد)